امیر علی نخعیامیر علی نخعی، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 24 روز سن داره

پسرطلایی

سلام بهترینم

اومدم اما یه کوچولو  فقط یه کوچولو زمان از دستم در رفت... به کوچولو برای اینه که یه وقت ازم دلگیر نشی قشنگم. اومدم تا دوباره از تو بگم که همه دنیای منی. دیدن بزرگ شدنت قد کشیدنت مرد شدنت زیباترین لحظات زندگیمه. الان تو خواب نازی و من بعد از مدتها اومدم . الهی فدای تو بشم که مهربونیات حرف نداره.دستای کوچولوت بزرگ شدن و دستای مامانتو میگیری و کنارم قدم میزنی و منو به دنیای کودکی خودت میبری تا باتو بچگی کنم بدو بدو کنم بپر یپر و شیطونی ...کلی داد و فریاد و ... حتی گاهی سن و سالمو یادم میره و برام فرقی نمیکنه کجامو کیا دارن نگام میکنن اخه دنیا ارزش نداره خوشی رو از خودت بگیری.... میدونی اینو مدیونه بابا فرشیدتم که یادم داد تو لحظه زندگی ...
21 اسفند 1394

بعد از مدتها سلاممممممم

سلام پسرم سلام نفسم همه کسم زندگیم بهترینم امیدم عشقم ..... خیلی وقته مامان سرش شلوغ بود نتونست بیاد برات بنویسه الهی قربونت برم که روز به روز داری بزرگتر میشی و من با هر بار نگاهت از خدا ممنونم که تو نعمت الهی رو به من داده. خدایی عاشقتم. فقط خودت و خدا میدونید نه؟؟؟؟؟ ای شیطوووون. وای الان که دارم مینویسم تو نزدیکه بیست ماهته. خیلی شیرین شدی بدجور خوردنی شدی من که هر روز و هر شب مچلونمت و گاز و بوس روونه لپ و دست و شکمت میکنم ههههه البته تو هم کم نمیاری و تند تند لباستو میزنی بالا که من شکمتو بخورم و تو ریسه بری آخ آخ اونوقته که دیگه بیخیال همه چی میشم و یه گاز حسابی ازت میگیرم..... بعد از اون اتفاق مهم همونی که توی روز تولد امام ...
20 شهريور 1393

پسر مامانی

خدارو چطور شاکر باشم که توی همه موارد برام سنگ تموم گذاشته...  وقتی کنارتم و توی بغلم به مثل یه فرشته آروم خوابیدی فقط به این فکر میکنم که خدایا یعنی نعمتی بالاتر از این هست؟؟؟؟؟ بعید میدونم... به قدری دوستت دارم که همه وجودم رو گرفتی و تک تک نفسام برای وجود تو بالا میاد...اون دستا و پاهای کوچیکت او لبای خوشکلت اون چشمای معصومت اون قلب مهربونت رو با دنیا عوض نمیکنم...پسرم امیرعلی واقعا عاشقتم ... روزا برای دیدن تو از اداره پر میکشم خونه. تو واقعا عشق و شوق رو به زندگیمون آوردی و خدا را بابت بودنتو سالم بودنت باید همیشه شاکر باشم...   خوب حالا میخوام از گل کاری هاتو شیطنات بگم: اول از همه اینکه...
8 خرداد 1393

یه روز خوب... روز پدر...

سلام پسرم، سلام همه زندگیم... بودنتو، بوئیدنتو، بوسیدنتو، بغل کردنتو با تمام وجود از خدای مهربونم شاکرم. خیلی دوستت دارم همه امیدم. امیرعلی من... پسر من ... فردا یه روز خاصه، یه روز خوب ... روز فرشته هایی که باید به خاطر بودنشون  از خدا ممنون باشیم. فردا روز پدره یعنی همون بابا فرشیدی که تو با خنده و خوشحالی باهاش بازی میکنی و صداتون تو خونه می پیچه... پسرم عشق من پدر ستون خونه است و بودنش یه نعمته. خداروشکر که بابا جونی ها هم خیلی خیلی عاشقونه تورو دوست دارن. آخ  که چقدر دلم برای بابا جونم تنگ شده... حیف که تهران نیستیم اگه بودیم میرفتیم دست بوسی بابا جونی ها... یه روز هم تو یه مرد بالغ میشی و من به تو افتخار میکنم. رو...
22 ارديبهشت 1393

دوباره سر خونه اول

سلام عشق من، سلام مهربونم بهترینم همه زندگیم.... این دوهفته چقدر به هردومون سخت گذشت. من با تو هرلحظه گریه کردم. تو پسر طلایی من با هیچی سر به راه نشدی. نه مهدو قبول کردی نه پرستار ... بمیرم  برات که کلی گریه کردی و اذیت شدی. معذرت میخوام ازت اما خدا شاهده خودم از همه بیشتر داغون شدم. خواب و خوراک نداشتم فقط خدا میدونه. حتی به خانومی توی مهد پول بیشتر دادم که برای نگهداریت سعی بیشتری بکنه اما بازم نشد . حالا گذشت و الان که دارم برات مینویسم تو خونه ای و بابای مهربونت کنارته. بابا فرشیدی هم خیلی ناراحتت بود همه اش بعد از پروازش کاراش رو میذاشت میومد دنبالت تو مهد و کلی غصه ات رو میخورد. دیروز تو بغلش خوابیده بودی و همش از خواب م...
9 ارديبهشت 1393

دیپورت شدی ماااادر

سلام  پسمل طلای من، قربونت برم دیدی با خودت چه کردی.... این چند روز که رفتی مهد اینقدر گریه کردی که لاغر شدی. این همه برای بزرگ کردنت زحمت کشیدم حالا این هم شد نتیجش... فدای اون صورت قشنگت بعد از دو روز خونه موندن حسابی وابسته شدی بهمون. صبح شنبه خودت 6 بیدار شدی و غذاتم خوردی و منم خوشحال بردمت مهد... امان از دست تو که دو ساعت تمام گریه کرده بودی واروم نشدی... منم جلسه داشتم بیخیال جلسه راهی مهد شدم. منو دیدی خوشحال شروع کردی  به نای نای!!!!!!!!!!! آخه قربونت برم من الان با شما باید چه کنم؟ یا باید بمونم خوته یا مهد یا پرستار... حالا قراره فردا پرستار بیاد همه همکارا دارن دنبال یه پرستار برای تو ناقلا میگردن. من هم که نگو ...
6 ارديبهشت 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پسرطلایی می باشد